حسن حسن زاده آملى
353
ده رساله فارسى (فارسى)
اشعه است . اين طبقه زمهرير ، منشأ پيدايش ابرها و رعد و برق و صاعقهها است . پس از آن طبقه هواى غالب بر نار است كه قريب به هواى خالص است . پس از آن طبقه دخانى است كه دودهاى برخاسته از زمين در آنجا متلاشى مىشوند و مضمحل مىگردند و بسان ستارههاى دنبالهدار و نيزكها و عمودها و مانند آنها متكون مىشوند - نيازك بتعريب جمع نيزك است ، و نيزك واژه پارسى است كه نيزه و كاف پسوند مفيد معنى « مانند » است . چنان كه اين كاف را در محاورات روزانه خود بسيار به كار مىبريم . مثلا چون از برف يا گل يا ديگر جمادات پيكرى به شكل آدم ساختند مىگويند آدمك ، يعنى آدمنما است . لذا در گاه دشنام گويند فلان مردك و فلانه زنك ، يعنى مرد نيست مردنما است و زن نيست زننما است كه به زبان عاميانه گويند مرديكه و زنيكه . و به همين جهت عينك را عينك گويند كه چشم نيست چشمنما است ، سمعك گوش نيست گوشنما است . و نيز در پارسى كاف مفيد ملاطفت و نوازش داريم ، مثلا در حكايت موسى عليه السّلام و شبان دفتر دوم مثنوى عارف رومى از زبان شبان به خداوند آمده است : دستكت بوسم بمالم پايكت * وقت خواب آيد بروبم جايكت